کوهیــــــــــــــــــــار

کوهنوردی ،عکس از طبیعت ،محیط زیست،گردشگری...

ملاحظاتی در هنر عکاسی (و نقاشی )

عکس برداری از طبیعت

عکاسی از طبیعت (مناظر طبیعی ) بر خلاف سوژه های اجتماعی  یا یک حرکت ورزشی ، سرعت آرام را می طلبد به این منظوردر ثبت  یک تصویر، فرصت کافی  در مقایسه با اثر  ورزشی بدست می آید.به همین ترتیب ، ترکیب بندی از اجسام ثابت آسانتر از اجسام در حال تکان خوردن و یا در حرکت است .


اما پیدا نمودن یک سوژه  برای عکس برداری از طبیعت که هم زیبا باشد و هم  قوانین عکاسی  در کادرآن رعایت  شده باشد مشکل تر از عکاسی پرتره است .برای کسی که با عکاسی کار تجاری می کند در اتاق عکس برداری از  قبل همه  موارد مورد نیاز یک تصویرِ مناسب ، مانند جایگاه دوربین ، جایگاه فرد و نور مناسب  تنظیم شده است . اما در طبیعت یک عکس مناسب که بایستی نور و کادر و ترکیب بندی در آن رعایت شود همیشه  یکسان نیست.  ضمن اینکه  عکس گرفتن از یک پرنده در حال پرواز نیازمند تنظیم سرعت و نور کافی و در عین حال متوجه بودن عمق میدان است .با اینحساب  خلاقیت  و توانائی  تعدادی از عکاسان پرتره ، و استفاده آنان از نرم افزارها  قابل  تامل است .

خلاقیت و تمرین

هر عکسی که می گیریم یا هر تابلوی نقاشی ائی که می کشیم (عموما ً) بکار گیری روش سبکیست که  قبلاً توسط دیگران بکار گرفته شده است  ! یک دانشجوی رشته هنر اگر خلاقیتی از خود می بیند بایستی به این نکته توجه بیشتری داشته باشد که هیچگاه تقلید از صاحب سبک ، آدم را مثل  صاحبش بالا نمی برد بلکه بعنوان یک مقلد باقی می گذارد . اگر راهی گریزی از این سبک ها موجود نیست جای نگرانی نیز نیست . خلاقیت و نو آوری حتماً ساخت سبک نیست . آنچه مذموم است تقلید کورکورانه از بیان  نگاره و نگاه های درونی خود در قالب کاری هایی است که دیگران  در روزگاری با آثارشان، حالات درونی خود را بیان داشته اند . اگر چه روش و سبک شناسی  یک کار مورد نیاز است  اما هنرمند  نیازمند انجام کار های مبتکرانه ، تقویت  نگاه و باور درونی ، بکار گیری خلاقیت است .هنرمند از اثر هنرمندان درس می گیرد اما تقلید و تکرار ، یک کار غیر خلاقه  می تواند باشد.اما در درون خود  خود بزرگ بینی داشته باشیم و با حرف و چند اثر تکبر هنری داشته باشیم  یقیناً موفق نخواهیم بودبلکه این تکبر ما را در ضعف هنری همچنان نگه خواهد داشت.

انگاره ها و باور های یک هنرمند

یک عکاس یا یک نقاش همیشه در ذهنیتش  خود را یک  عکاس یا نقاش می بیند. ساعاتی را که وی  در انگاره های درونی و در خلوت خود به هنر و اثر و آنچه در بیرون در شکل هنری می بیند بیش از ساعاتی است که بر فشردن شاتری یا کشیدن تابلوئی صرف می کند ! به همین منوال از یک هنرمند (مانند یک نویسنده ) همیشه احساسی متفاوت را شاهد هستیم . شاید در روانشناسی این افراد  آنان را به آدم های احساساتی ، حساس و بلکه زود رنج ،و متفکر بیابیم همچنانکه این شروط مشترک  نویسندگان نیز می تواند باشد .

یک عکاس همیشه در زندگی فردی یا در میان جمع ، هنگامی که دوربین دستش است  با اینکه با دیگران زندگی می کند اما حواسش  به ثبت یک اثر از آن چیزی است که  در نگاه های خود بدنبالش می گردد،همچنانکه یک طراح در زمان صحبت با شما  خطوط مرزی بینی و  پیشانی تان را  با انگشتانش  و یا در ذهنش در حال ترسیم است !

مواردی از عکاسی

کتاب های فراوانی امروزه در بازار کتاب می توان پیدا نمود که در باره عکاسی واینکه چگونه عکس بگیریم نوشته شده ، در زیر مواردی از باب یاد آوری آورده می گردد:

-         دیدن عکس های عکاسان (و نقاشان ِ )مختلف  به ما کمک می کند تا با  سبک کار آنان  آشنا شویم وضمن یاد گیری از کار آنان ، کار های خود را با آن کار آنان مقایسه  و نقد کنیم .

-         عکاسی یک عمل ثبت  نور است  این کار با استفاده از ابزار (دوربین عکاسی ) به ثبت می رسد اما کسب رنگ مایه های یک سوژه ، آنطور که باب دل عکاس است شاید  توسط دستگاه  دوربین قابل به ثبت نباشد .لذا عکاس بایستی  ذوق و شناختی از  رنگ داشته باشد . این رنگ مایه ها عموما توسط دوربین عکاسی پیشرفه یا با استفاده از نرم افزار های موجود بدست می آید اما انجام این کارمستلزم آشنایی با هنررنگ شناسی (و بلکه شناخت نرم افزارها ) می باشد .

-         فن آوری و تکنولوژی برتر دوربین های عکاسی ، منجر به ایجاد تنوع آثار  و مهارت ها شده است و این تنوع بنوعی  باعث تکرار آثار نیز گردیده است . بااین وجود برتری  در این هنر ، نیازمند استعداد و خلاقیت و مهارت های خاص است .

-         ما پیش از اینکه یک  عکاس باشیم و قبل از اینکه یک تابلوی نقاشی بکشیم ، تصاویری  را در ذهن  خود پرورانده ایم . عکس ها و نقاشی ها بیان از تخیلات ، ذهنیت و خلاقیت یک هنر مند است .

-         یک عکاس عموما به ثبت چیزی اقدام می نماید  که همه می بینند اما همۀ مردم  توانائی دریافت آنرا ندارند.

-         عکاسی  یا نقاشی  بیان  احساسات درونی  هنرمند است  شاید در این هنر، تنها  یک عکاس طبیعت باشیم  و شاید در نقاشی تنها  علاقمند به   نقاشی در سبک خاصی باشیم، این کار هیچ اشکالی ندارد اما در این هنرها حتما ً لازم نیست  وابسته به سبکی باشیم که در محدودیت دیواری آن قرار گیریم .

-         یاد مان باشد همه  مردم بنوعی هنرمند و هنر دوست هستند . زیبائی دوستی ودیعه الهی و ذاتی بشر است. این گونه نیست که فکر کنیم یک نقاش یا یک عکاس صرفا هنر مند است بلکه مردم در زندگی عادی شان هنرمندند .اما این هنر را درزیبایی دوستی ، چیدمان وسایل منزل شان و یا... نشان می دهند . شاید  یک فرد غیر عکاس  توانایی به تصویر کشیدن  یک منظره را نداشته باشد  اما اینکار را به عکاس سپرده است  و با دیدن  آن عکس لذت می برد!

موفق باشید/یونس محمدی پور