میعاد با آشیانه شاهین....!!

واحتمال این معنی، زمانی قویتر میشود که وقتی بر فراز این قُله عظیم قرار میگیریم شاهینهای خوش رنگ و عمود پرواز و تیزبینی را میبینیم که به وفور در اطراف آن درحال گشت و گذار و شاید هم نگهبانی اند.....!!
بیست وسوم شهریور ،ساعت 8 صبح به همراه تنی چند از یاران وهمنوردان همیشگی گروه کوهنوردی کارخانه کاشی خزر از رشت حرکت کردیم وپس از ورود به رامسر ، وارده جاده جواهر ده شدیم که در طول مسیر ، ابشارهای زیبای آن ،این روزها پذیرای مسافرین گرما زده از اقصی نقاط ایران است....
با ورود به جواهر ده و صرف نهاری مختصر از انتهای چشمه آن "ده سابق" والبته "شهر فعلی" با ویلاهای گاه گرانقیمت و شیک آن !!جهت اشنایی با مسیر وایجاد "هم هوایی "، به کوه پیمایی پرداختیم...پس از سه ونیم ساعت ، مجدداً به توفقگاه اصلی برگشتیم و با اجاره سه باب اتاقک چوبی (مجهز به کتام(گویش محلی)با دیوارهای مقوایی وگونی ) و رویت برنامه های تفریحی برخی از مسافرین جوان خوش ذوق و البته برخی همراهان خوش ذوقتر!!، شام مختصری میل کرده و پس از باز کردن کیسه های خواب، اماده شدیم که در کنار صدای دلنواز چشمه وابشارو هوای خنک منطقه ، شبی زیبا را سپری کنیم.اگرچه مشقات خوابیدن در کیسه خواب ،مخصوصاً برای کسانیکه جهت راحت خوابیدن نیاز به فضای کافی برای غلتیدن دارند انهم دور از خانه و کاشانه و توام با سردرد برخی همراهان بسیار سخت است وسختتر است برای بعضی دیگر که در عمق خوابهای رویایی خود و در حالیکه بقول قدیمیها در حال خواب دیدن هفت پادشاه هستند بواسط خُر و پُف بعضی دیگر به گمان حمله خرسها هراسان و ترسناک از خواب خوش رویائیشان بیدار شوند !!
به هر حال هر چه باشد زیباست.با هماهنگی بعمل آمده توسط دست اندرکاران گروه ومشورت با راهنمای برنامه ، قرار حرکت برای 5/5 صبح جمعه بیست و چهارم شهریور گذاشته شد.یکساعت قبل از موعد ، از خواب برخواستیم وبار وبنه اضافی را به مینی بوس منتقل کرده و در تاریکی صبح ، جملگی با چراغ پیشانی از پاکوب سمت راست کنار چشمه و به موازات رودخانه ، راه قله سماموس یا همان آشیانه شاهین را در پیش گرفتیم.....
ساعتی بعد که خورشید عالمتاب در حال طلوع بود، منظره بسیار نادر و جالبی که جلوه بسیار زیبایی در ورای ابرها به کل منطقه مخصوصاً جواهر ده که اکنون در زیر پای همنوردان قرار داشت بخشیده بود که شخصاً کمتر شاهد این نوع در عمرم بوده ام....
یک ونیم ساعت بعد به چشمه رسیدم که آخرین چشمه مسیر است وبعد از ان ، دیگر چشمه ایی در مسیر وجود ندارد ولذا کلیه بطریهای همراه را مملو از آب نمودیم.درواقع میتوان گفت که نیمی از وزن اکثر کوله ها ،آب بود چرا که با توجه به صعوبت مسیر ، باید فکر داشتن آب برای نه - ده ساعت آینده(رفت و برگشت) را میکردیم....
گامهای حساب شده جلو دار (جناب اقای صفری) واستراحتهای بموقعی که سر پرست گروه (اقا پیمان )به همنوردان میداد در کنار تدابیر وهمکاری وهمدلی سایر دست اندر کاران گروه ،مخصوصاً راهنما و عقب دار وهمه همنوردان سبب شد که این صعود زیبا بدون تحمیل کمترین خستگی اضافی به همنوردان با موفقیت به پیش برود والبته تماشای کوهها و قله های با عظمت سر به فلک کشیده طول مسیر و مخصوصاً آسمان نیل گون منطقه ، که در ارتفاعات بالا ، گویی رنگش را با فتو شاپ تنظیم کرده اند لحظه به لحظه به زیبایی های این صعود به یاد ماندنی می افزود.....
اگرچه طول زمانی صعودمان به دلایل گفته شده اندکی به درازا کشید ولی ارزش صرف زمان جهت تصویر برداری و خاطره نگاری را داشت مخصوصاًاینکه معلوم نیست از این فرصتها چند بار دیگر عاید شود ...
در پای کوه و ابتدای خط الراسی که ما را به قله هدایت میکرد، منظره زیبای جواهر دشت (با جواهر ده تفاوت دارد) که ورودی دیگر به قله سماموس هست قابل رویت بود که البته ورودی به جواهر دشت از مسیر کلاچای و سیاهکلرود ، مستلزم استفاده از جیپهای فرسوده روسی در گردنه ها و شیبهای خطرناک منطقه هست که در اخرین لحظات بنا به تصمیمم درست دست اندرکاران گروه از صعود بکمک این مسیر منصرف شدیم ومسیر امن تر جواهر ده را انتخاب نمودیم....
با اندکی استراحت در پای کوه وبرجای گذاشتن بقیه بار وبنه اضافی ، به سمت قله راه افتادیم وساعاتی بعد، پس از طی کردن شیبی نسبتاً تند، خود را بر فراز قله با اُبهت 3720 متری سماموس یافتیم جاییکه حدوداً 2000متر بالای ابرهایی بود که این روزها بطور یکپارچه همه شهرهای شمالی را پوشانیده ولذا از دیدن این شهر های زیبا از فراز قله مزبور محروممان نمود....
نیم ساعت توقف در قله و گرفتن عکسهای یادگاری و برگشتن والبته در طول مسیر وهمزمان با طی مسیر ، دوستانی به برداشت قارچ خوراکی در منطقه مشغول شدند وانتهای این برنامه زیبا در نزدیکی جواهر ده با تماشای مسابقات موتور سیکلت سواری و صعود از تپه ها بکمک موتور سیکلت همراه بود....
تقریباً ساعت 11 شب به منزل رسیدیم با بدنی آب شده وتحلیل رفته و کوفته وخسته وکوله ایی خاک گرفته ولی مملو از خاطراتی که به یادگار خواهد ماند....
با تشکر فراوان از گروه کوهنوردی کارخانه کاشی خزر ونیز تشکر از تمامی دست اندرکاران و گردانندگان این برنامه مفرح و به امید همراهی همه خوانندگان گرامی در این نوع صعودها و ایجاد خاطرات فراموش ناشدنی زیبای زیبای زیبا....

/ 2 نظر / 29 بازدید
سمیرا

با سلام وخسته نباشید. بسیار زیباست...

sosansaba

با سلام خیلی عالی بود ای کاش عکسای بیشتری می ذاشتید.